X
تبلیغات
رایتل

توق اتاق خودش یه عکس از امام خمینی(ره) رو قاب کرده بود و آویزان کرده بود به دیوار،خیلی ها بهش گفتن اگه رئیس بیمارستان این عکس رو ببینه براش بدمیشه، اما اون عکس رو پایین نیاورده بود، تا اینکه یه روز رئیس که برای سرکشی به اتاق ها اومده بود،عکس رو دیده وبا عصبانیت خواسته بود سریع عکس رو از دیوار برداره .   

اما فوزیه گفته بود،اتاق خودشه و دوست داره عکس به دیوارباشه.رئیس گفته بود یا عکس رو پایین بیاریا 1 ماه از حقوق خبری نیست،فوزیه گفته بود اگه اخراج هم بشم عکس رو از دیوار برنمی دارم.

رئیس بیمارستان یک ماه حقوق فوزیه رو قطع کرد و یه توبیخی کتبی هم بهش داد و از اتاق رفت بیرون.

یکی از پرستارها گفت این چه کاری بودکه کردی؟ ممکنه اخراج بشی،حداقل تا اون اینجا بود عکس رو برمی داشتی و بعد از رفتن اون می گذاشتی! دیوار!"حالا باید یک ماه بدون حقوق کارکنی!" فوزیه با لبخندگفت:"من ظاهرسازی بلد نیستم".

وقتی هم مدرسه می رفت چند بار به خاطرحجاب اسلامی بودنش از طرف مدیرشون تنبیه شده بود، اما خم به ابرو نیاوردهیچ وقت زیر بارحرف زور نمی رفت.

راهپیمایی ها شرکت می کرد و روزی که قراربود انتخابات جمهوری اسلامی برگزارشود (12 فروردین سال 58) صبح خیلی زود چادررا سرکرد و رفت پای صندوق رأی.



تاریخ : 1393/05/05 | 22:00 | نویسنده : خاکی | نظرات (0)