X
تبلیغات
رایتل

توی پاوه دوستهای زیادی پیداکرده بود.به واسطه ی شخصیت خاصی که داشت خیلی زود باهمه دوست می شد یکی از صمیمی ترین دوست هاش"عذرا نقشبندی" بود،که اتفاقاً همون روزحادثه، برادرزاده ی عذرا هم جزء شهدا بود.

فوزیه می گفت:بیشتر اوقات فراغتم رو با عذرا می گذرونم با هم میریم و جاهای دیدنی شهر رو می بینیم،عکس های زیادی هم با هم داشتند.

روز قبل ازحادثه به فوزیه گفتم اگه می خوای امروز بیا خونه ی ما، اوضاع شهر به هم ریخته است،کسی بیمارستان نمیره،

اما قبول نکرد و گفت: حالا بیشتر از هر وقت دیگه بیمارستان به پرستار نیازداره،من فردا حتماً باید برم ...و رفت....



تاریخ : 1393/05/11 | 10:00 | نویسنده : خاکی | نظرات (0)